تبليغاتX
بنر دوستان


زيباترين وبلاگ عشقولانه زيباترين وبلاگ عشقولانه زيباترين وبلاگ عشقولانه زيباترين وبلاگ عشقولانه زيباترين وبلاگ عشقولانه زيباترين وبلاگ عشقولانه زيباترين وبلاگ عشقولانه


بزرگترين و زيبا ترين وبلاگ عاشقانه



زيباترين وبلاگ عشقولانه زيباترين وبلاگ عشقولانه زيباترين وبلاگ عشقولانه زيباترين وبلاگ عشقولانه


بزرگترين و زيبا ترين وبلاگ عاشقانه



سلام دوست عزيز به وبلاگ من خوش امديد اين چت از بهترين چتهاي نوشتاريه( نغمه چت) براي ورود بايد برنامه ي جاوا داشته باشيد فقط نام کاربري خودتون رو وارد کنيد

.•*ღ رویا فریاد خاموش ღ*•.
 


.•*ღ رویا فریاد خاموش ღ*•.

 
درد و دل
نويسندگان
آثار بجا مانده از يک رويا
دوستان رويا
دوستان من در چت نغمه
طراح لوگو و بنر:
لوگو دوستان
امکانات وبلاگ من
خاطره ی من و اون

:میخوام یه خاطره تعریف کنم 

یه شب که ماه از پشت ابر سیاه بیرون اومده بود نشسته بودیم روبروی هم وهر دو یه فنجون چای دستمون  :بود و جرعه جرعه ازش میخوردیم و  با هم صحبت میکردیم

:تو چشماش خیره شدم و گفتم

ماه مشرقم من با تو عاشقم من با تو     

رقص آتیشم شعله میکشم من با تو

:یه لبخند زد و گفت

آرزوی من با تو بودنه روز مرگه من بی تو بودنه

:سرمو انداختم پایین مثل اینکه خجالت میکشیدم اما زیر لب گفتم

من عاشقتر از پیشم دارم عاشقترم میشم با تو چون شقایقها شراره ی آتیشم

:عجیب بود آروم گفته بودم اما شنید با دستش سرم رو بالا گرفت و گفت

من عاشقترم از تو دیوونه ترم از تو

:از حرفش خندم گرفت و با خنده بلند گفتم 

اگه مجنونه مجنونی من مجنونترم از تو

منو در بوسه غرقم کن نمیخوام عشق پنهونی برقصیم زیر این بارون در این دریای طوفانی

:بلند شدم که دستش رو بگیرم و با هم برقصیم که ادامه دادم

من بی تو نمیرقصم

:اونم گفت

من بی تو نمیخونم

:با صدای بلند داد زدم

نباشی در کنار من من زنده نمیمونم

:با هم با یک آهنگه ملایم شروع کردیم به رقصیدن که سرش رو آورد نزدیکه گوشم و گفت

عاشقت منم

:منم در جوابش گفتم

عاشقم تویی تو

با تو هم قسم ای همه کسم

:دوباره حرفه قبلش رو در حالی که محکم منو بغل کرده بود تکرار کرد

آرزوی من با تو بودنه روز مرگه من بی تو بودنه

بعد از رقصیدن زیاد خسته شده بودیم رفتیم کنار پنجره ماه و ستاره ها همه با حسادت تمام جای اینکه در جشن ما شرکت کنن سعی میکردن جلوی ما خودنمایی کنن من خیره بودم و این همه حسادت رو باور نمیکردم در همین حال دستم رو فشار داد و گفت همه ی این ماه و ستاره ها و این آسمون بزرگ یک تار موی تو هم نیستن به خاطر همین برات خود نمایی میکنن لبخندی زدم و سرم رو روی شونش گذاشتم و     

.از کنار پنجره دور شدیم و اون پشت سرمون محکم پنجره رو بست

این مطلب رو میتونین در وبلاگ عزیزترینم هم مشاهده کنید

www.setare.tk


نويسنده: رویا مورخ: پنجشنبه 1388/07/23
|+|
قصر کاغذی

 

حیف که اون روزای خوب خیلی زود تموم شدن

با یه چشم به هم زدن همشون ویرون شدن

ما میخواستیم یک شبه ره صد ساله بریم

برای لبهای عشق شعر خوشبختی بگیم

من و تو تنهای تنها واسه ی امروزو فردا یه قصر کاغذی ساختیم تمومه هستی رو باختیم

میخوام اینو بدونی دله من مرده دیگه

توی سینه زدن و از یادش برده دیگه

دیگه اون روزا گذشت همه ی خواطره ها

دست سنگین سکوت پل سرد بین ما

من و تو تنهای تنها واسه ی امروزو فردا یه قصر کاغذی ساختیم تمومه هستی رو باختیم

دیگه حتی اسم من با لبات نا آشناست

سرنوشت عشقمون بازیه دست خداست

برای برگشت ما دیگه خیلی دیر شده

سرنوشت من و تو به غمی زنجیر شده

من و تو تنهای تنها واسه ی امروزو فردا یه قصر کاغذی ساختیم تمومه هستی رو باختیم

Image Hosting by imagefra.me

چند سال از امشب بگزره تا من فراموشت کنم یک عمر باید بگزره تا امشب و باور کنم

میخواستم بهت بگم چقدر پریشونم دیدم خودخواهیه دیدم نمیتونم

 تحمل میکنم بی تو به هر سختی

چیکار کردی که با قلبم به خاطر تو بی رحمم تو میخندی چه شیرینه گذشتن تازه میفهمم

تولدت مبارک


نويسنده: رویا مورخ: سه شنبه 1388/05/13
|+|
خس و خاشاک



کرمکی که بر کف این خاک خزیدست            

البته که غیر از خس و خاشاک ندیدست

ای نسل سر افراز جوان

کرمک مفلوک بالاتر از این فکر بلندش نرسیدست

این ملت رزم است که برخواسته هوشیار

وآن دولت ظلم است که این گونه خمیدست

این نسل جوان وطنم هست و بنازم

دستی که گرفت است و راهی که گزیدست


نويسنده: رویا مورخ: سه شنبه 1388/04/23
|+|
دوباره ميسازمت وطن

دوباره ميسازمت وطن
اگر چه با خشت جان خويش
ستون به سقف تو ميزنم
اگر چه با استخوان خويش
دوباره میبویم از تو گل
به ميل نسل جوان تو
دوباره ميشويم از تو خون
به سيل اشک روان خويش
اگر چه صد ساله مرده ام
بگور خود خواهم ايستاد
که برکنم قلب اهرمن
به نعره آنچنان خويش
اگر چه پيرم ولی هنوز
مجال تعليم اگر بود
جوانی آغاز ميکنم
کنار نوباوگان خويش

به یاد همه ی برادران و خواهران کشته شده به خاطر آزادی ایران

یاد و خاطره ی این عزیزان گرامی باد

روحشان شاد


نويسنده: رویا مورخ: پنجشنبه 1388/04/04
|+|
ارشيو درد دل گذشته از رويا
بزرگترين وبلاگ عاشقانه
خاطره ی من و اون
قصر کاغذی
خس و خاشاک
دوباره ميسازمت وطن
خداحافظی
مناجات
ایران پرستی و عید نوروز
مسافر
پیوند نا گسستنی ما
نام تو را مینویسم



منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://setare.tk